گزارشي از نوع ديگر

آقايان مسئول شما را به خدا

اين دردمندها را ببينيد

 

 

آزمايشگاه

؛تحمل اين فضا برايت دشوار است. كاش مي توانستي بزني بيرون. ولي نمي شود. هر لحظه ممكن است، خانم بداخلاق عينكي پشت ميز پذيرش صدايت كند. فضا بوي همه آزمايشگاه ها را مي دهد و اين بيشتر عذابت مي دهد.خانم منشي يكي يكي اسامي را مي خواند تا بروند و هزينه انجام آزمايش ها را بپردازند. هيچ كس را راضي نمي بيني. بعضي اعتراض......
ادامه نوشته

کارمندی که برای معالجه دختر بچه بیمارش به تهران آمده، در جلو مطب دکتر به عابران: ترا بخدا، این کتم ر

روزنامه دولتی خراسان -آخر اين حرف ها به مردم چه؟ مناقشه و اختلاف نظر و چالش سازمان نظام پزشكي و دولت، دولت و مجلس، مجلس و سازمان نظام پزشكي به مردم چه؟.......

ادامه نوشته

خيابان

؛دفترچه ات را محكم گرفته اي و از مطب پزشك بيرون مي آيي. هم نگران وقتي و هم هزينه. بعد از يك ساعت و نيم نشستن در اتاق انتظار آقاي دكتر، ايشان بدون توجه به حرف هايت بلافاصله برايت عكس و آزمايش مي نويسد و تو را مي فرستد........
ادامه نوشته

؛مطب جراح پنجه طلا

؛هنوز چند نفري مانده كه نوبت تو شود. هركس از اتاق آقاي دكتر معروف به پنجه طل بيرون مي آيد، كاغذ كوچكي در دست دارد كه آن را به خانم منشي مي دهد، او هم روي همان كاغذ چيزي مي نويسد.......

ادامه نوشته

؛كلينيك ويژه بيمارستان دولتي

؛با كلي پارتي بازي و اين و آن را ديدن و ساعت ٦ صبح آمدن و در صف ايستادن موفق شده اي بالاخره براي ساعت ٧ عصر وقت بگيري. وارد راهروي باريك و طولاني كلينيك ويژه كه مي شوي،..........
ادامه نوشته

؛باز هم در خيابان

؛پيرمرد، آرام و صبور روي نيمكت نشسته. قيافه آبرومندي دارد. روبه رويش روي نيمكت چند شيشه شربت و دارو گذاشته است. تعجب مي كني. چهره مهربانش اجازه مي دهد........

ادامه نوشته